حسرت بسیار...

خرید بک لینک

حسرت بسیار ...

دلم از بیکسی ام نیمه شبی تار گرفت 
دلم از اینهمه غــم ، اینهمه آزار گرفت 

آمـدم تـا کـه شکایت کنم از چرخ فلک
این دل غمزده از حسرت بسیار گرفت 

هرکه آمد به دل غمزده ام غصه نهاد 
کو طبیبی که سراغ از من بیمار گرفت 

گله پشت گله از بازی تقدیر چه سود
به هم آغوشی گل در بغل خار گرفت 

میل دیدار تـو دارد دل وامانده ی من 
گـذر تلخ زمــان فـرصت دیـدار گرفت 

خواستم تا بنویسم غم دل سنگ صبور
دفترم شعله کشید و دل خودکار گرفت

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59    کانال اشعار

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:25 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی  | 

سنگ صبور...

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: سه شنبه 3 خرداد 1401 ساعت: 18:10

صفحه بندی