بشکن سکوت خانه را...

خرید بک لینک

بشکن سکوت خانه را...

حرفی بزن چیزی بگو بشکن سکوت خانه را
جــز تــو نمیفهد کسی حــرف من دیـوانه را

تنها دلیـل دلخــوشی در پیـچ و تـاب زنــدگی
افسرده تر از این مکن این با خودش بیگانه را

تن زخمی و دلخسته ام از این همه زخم زبان
سرریزم از بغض گلو ، از من مگیر این شانه را

پر شد حیاط خانه ام از بــوی گل ، امــا کنـون
سوزانده آفت تک به تک گلهای این گلخانه را

من از جفـای این زمان ظلم فــراوان دیـده ام
رحمی کن و آتش مزن پرهای این پروانه را

گفتی تصور کن که من صیاد تو صیدم، قبول
امــا دریغ از من مکن صیــادم آب و دانــه را

دلخوش به اینم بعد از این سنگ صبورم میشوی
با عشق آبادش کنیم این خانه ی ویرانه را

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار

+ نوشته شده در شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ ساعت 6:14 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی  | 

سنگ صبور...

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 3:39

صفحه بندی