سنگ صبور

خرید بک لینک
کوله بار غم...جز کوله باری از غم چیزی نمانده از منجز آه و درد و ماتم چیزی نمانده از منای زندگـی چــه کردی بــا قلب عاشق منجز دلخوشی ولی کم چیزی نمانده از منروزی اگـــر ببینی مــن را نمی شنــاسیغم کرده قامتم خم چیزی نمانده از مندر خـانــه ام غـریبـم بی همزبان و شبگردجــز گریه های نـم نـم چیزی نمانده از مندر پیچ و تاپ غصه غم گشته سرنوشتمجز غم مرا ، به هر دم چیزی نمانده از منسهمم چـه بوده دنیـا از تـو به غیر حسرتزخمی بـدون مـرهــم چیـزی نمانـده از منبـا مـن چـه کرده غصـه سنگ صبــورم اماجــز نـاله سنگ صبور...ادامه مطلب

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 3:39

بشکن سکوت خانه را...حرفی بزن چیزی بگو بشکن سکوت خانه راجــز تــو نمیفهد کسی حــرف من دیـوانه راتنها دلیـل دلخــوشی در پیـچ و تـاب زنــدگیافسرده تر از این مکن این با خودش بیگانه راتن زخمی و دلخسته ام از این همه زخم زبانسرریزم از بغض گلو ، از من مگیر این شانه راپر شد حیاط خانه ام از بــوی گل ، امــا کنـون سوزانده آفت تک به تک گلهای این گلخانه رامن از جفـای این زمان ظلم فــراوان دیـده امرحمی کن و آتش مزن پرهای این پروانه راگفتی تصور کن که من صیاد تو صیدم، قبولامــا دریغ از من مکن صیــادم آب و دان سنگ صبور...ادامه مطلب

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 3:39

غم قافله سی...بیر عیدییه بیر وعده غذا حسرت اولوپدیاز بس کی قالیب آج نچه گون رنگی سولوبدیبیــر عیـده ولی غــم نــدی درک ئیلمییبللرآماده اولوپ هر نه کی هر لحظه سئووپلربیر عیده اوقد غصه سی واردی یاتا بیلمیرچوخدان دولانیر دردینه درمـان تـاپـا بیلمیربیر عیده جوان سیندیده غمنن قوچالیپلاربیر عیده ییغیب دونیا مالین عرشه چاتیپلاربیر عیده ولی هی پولو پول اوسته قویوللاربیـر عیـده ولی هشدادا ایللردی قــاچیـللاربیـــر عیـده محبــــت اکیــب، آزاری دریللربیر عیده قوییوب دوز یولو ، بیراهه گئدیللربیـر عیده گئ سنگ صبور...ادامه مطلب

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 3:39

غروب ...بــاز هـــم دلتنگی و غمهای عالـم در غروبمینــوازد ســوز دل آهنگ مــاتــم در غروبیاد ایامی که در دل ایـن همه حسرت نبودمیبرد با خود مرا هر سو به هردم در غروبچشمها شــرمنــده میبارید چــون ابــر بهاراین بساط گریه در من شد فراهم در غروباین جهان را چون قفس میبینم و بی دلخوشیآه می بـارد سـرم بــارانی از غــم در غروبباز هم در غربت و چشم انتظاری در سکوتمیشود روشن چراغ خانه کم کم در غروبشاعـری سهم شما باشد که این سنگ صبــورمینویسد حرف دل با چشم پر نم در غروب#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalmasi59 کانال اشعار + نوشته شده در یکشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۳ ساعت 20:57 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی  |  سنگ صبور...ادامه مطلب

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 16:18

رسم روزگار...چــرا دلگیــری از دنیــا کــه چرخِ کج مدار این استگهی شــادی، گهی غصـه، کــه رسـم روزگار این استشبــی از آینـــه پــــرسیـــدم از درد فــــراق او گفتبــزودی پیـــر خــواهــی شد که کار انتظار این استاز ایــن زنــدان نفس ِ خـــود بــه دنبــال رهایی باشکه در کنــج قفس بـــاشی زمستـان یا بهار این استدر ایـن دنیـــای بی مهری بشـر فـانیـست خـوبی کنبماند نـــام نیــک از تـــو کـه از تـو ماندگار این استچــراغ عمر هــرکس عاقبت خــامـوش خــواهد شدگــدا و پـــادشاه و زشت و زیبـــا را قــرار این استدوبــاره شعــر بنــویسم کسی سنگ صبــورم نیستبـــرای منکـه غمگینم ز غـــــم راه فـــــرار این است#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalmasi59 کانال اشعار + نوشته شده در جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳ ساعت 21:14 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی  |  سنگ صبور...ادامه مطلب

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 45 تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 19:14

صفحه بندی