حسرت آغوش...

خرید بک لینک

حسرت آغوش...

وای از این دنیای فانی هر دلی از غم پر است
سینـه هـا میسوزد و از آه و از ماتـم پر است

آشنــا در وقت غـم بیـگانه میـگردد ، عجب 
روزهای دلخوشی همسفره و همدم پر است

بیخبــر از حــال هــم از بــازی ایـن روزگـار 
از درون همچون خزان و ظاهر خرم پر است

آنچنــان داغ است بــازار دو رنگـی درجهان
حسرت آغوش گرم و شانه ی محکم پر است

پیـش چشم دیـگران بـا خنـده امـا نیمه شب 
روی گــونـه رد پــای غصه و  شبنم پر است

کـو کسی بر غصه و غمهای ما سنگ صبور
بینهایت بیـکسی در کل ایـن عـالم پـر است

#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59    کانال اشعار

+ نوشته شده در جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ ساعت 21:54 توسط سیدمحمدمهدی هاشمی/شاعر جواد الماسی  | 

سنگ صبور...

ما را در سایت سنگ صبور دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:37

صفحه بندی