عشق تو...
«امشب دوباره در دلم آشوب و غوغاست»
در کوچـه های خــاطـره یـــاد تــو برپاست
دلتنگ دیـدارم اگـر ، تقصیر من نیست
طـرز نگاه و چشم و لبخند تـــو زیباست
با من چه کرده عشق تو هرجا که باشم
عطر نفسهـای تــــو و یــــاد تــــو آنجاست
مــــن جــــرات از تـــــو گـذشتــن را نـــدارم
بـــی تــــو دلـم آواره و آشــوب و تنهاست
گـــرچـــه نگفتـم صاحب قلبم تــو هستی
حرف دلم از چشم من ناگفته پیداست
من عــاشق دلخستـــه ات، سنگ صبورم
چون قطره ای هستم ولی عشق تو دریاست
#جوادالماسی(سنگ صبور)
@javadalmasi59 کانال اشعار
برچسب:
نویسنده: باران شجاعی