
باورم هرگز نمیشدباورم هرگز نمیشد غــم زمینگیرم کنددر جوانی غصه های من مرا پیرم کندبـاورم هـرگـز نمیشد بـازی چـرخِ فلکدر هجوم بیکسی از زندگی سیرم کندباورم هرگز نمیشد گردش این روزگاربال وپر بسته مرا در بند وزنجیرم کندبــاورم هــرگــز نمیشد روبـروی آینــهاز خودم حتی مرا اینگونه دلگیرم کندبــاورم هـرگـز نمیشد بیـگنـاه ِبیـگنـاهاینچنین قـربـانی دستـان تقدیرم کندبـاورم هـرگز نمیشد آنکه دم زد از وفاپیش چشمان همه اینگونه تحقیرم کندباورم هرگز نمیشد این منِ سنگ صبوردرد و آه و غصه و غمها زمینگیرم کند#جوا...
ادامه مطلب
در شهر دلت مهر و وفا بود چه میشد؟یا جای جفا صلح و صفا بود چه میشد؟ صد زخم زدی به سینه ی غمزده ی منیک لحظه بر این زخم دوا بود چه میشد ؟ افسوس بر عشقی که گرفتار هوس شد از بند هوس دلت رها بود چه میشد؟ تو سنگ شدی شیشه شدم باز شکستمبرقلبی که شکست حکم بقا بود چه میشد؟ من نذر دلم بسته به گیسوی بلندت این خواهش دل از تو روا بود چه میشد؟ تو سنگ زدی بر من و ناچار پریدم یک لحظه دلت یاد خدا بود چه میشد؟ خو کرده به غم های دلم سنگِ صبورم این غصه و غم باد هوا بود چه میشد ؟ جواد الماسی...
ادامه مطلب
کاش میشد لکه ها را پاک کرد خاطرات سوخته در خاک کرد کاش بغض سینه ها سنگین نبودعشقها مان با هوس رنگین نبود کاش میشد زندگی را ناب دیدچشمهای خستگی را خواب دید کاش میشد مهربان تر می شدیم با محبت نغمه خوان تر می شدیم کاش دلهامان اسیر غم نبود عاشق صادق در عالم کم نبود کاش میشد لحظه ها را شاد زیستاز غم و درد جهان آزاد زیست غم مخور سنگ صبور ِ غُصه ها رو سیاهی تا ابد سهمِ کلاغ ِقصه ها جواد الماسی...
ادامه مطلب