
«با اینکه میخندم ولی غم دارم ای دوست »در دل هـوای سوز و مــاتم دارم ای دوستxa0بغضی نشستـه در گلویــم روز و شبهــاxa0در سینــه ام آه دمــادم دارم ای دوستxa0در حسرت خـوابی پــر از آرامش هستـمxa0xa0شب تا سحر بس حا...
ادامه مطلب
مثـال هر شبم آواره ام غـم دارم امـشبسه تار خسته ام سوز و نوا٬ کـم دارم امشب چو نی می نالم ومی سازم و میسوزم از دردو مهمان خاطراتی گنگ ومبهم دارم امشبمنم قامت کمان از درد و غصه ٬ زخم خنجرو از زخم زبانها قامتی٬ خـم دارم امشب دلم خسته خودم خسته ٬به دوشم کوله غربتبه دل آهنگ غم فریاد ماتـم دارم امشب منم ...
ادامه مطلب
چمدان دست تو بود و دل من شور افتاد بین عشق من و تو قرعه ی ناجور افتاد تو مسافر شده ای دلهره در من پیداستبه صدای قدم ات ناله به سنتور افتاد منتظر مانده به راهت که خیابان برویسایه ی بیکسی ام در شب کم نور افتاد میروی بدرقه ی راه تو چشمی نگران همه ی آینه ها یک به یک هاشور افتاد بی گنه حکم قصاصم به عذابم دادند حکم تبعیدی من به خاور دور افتاد من همان عاشق دلخون شده ی دیروزممثل صیدی که ناخواسته در تور افتاد نام من را بنویسید به غم سنگ صبورچمدان دست تو بود و دل من شور افتاد جواد الماسی...
ادامه مطلب