
خوش بحال من و دل...خوش بحال من و دل با تو اگر یار شویمبا تـو و عشق تـو هـر لحظه گرفتار شویمآخـــر لذت دنیـــاست که شب تـا به سحربـاصدای تــو از آغـوش تــو بیــدار شویمطعنه بر من مزن ای دوست از این حال بدمچــون پـرستــار تــویـی اینهمه بیـمار شویمبــا تــو شادی همه جــا همسفرم، بی تو ولیبـا غــــم همسایه ی دیـوار بــه دیوار شویمدر گلستــــان جهــان نیـست گلی در نظــرمچـون تـو را دارم و پس از همه بیزار شویماخــم وا کـن گل مـن نـــاز کـن و بـــاز بخندعـــاشق خنــده ی زیبــای تــو هر بار شویمایکه ...
ادامه مطلب
از غریبه دلخوریم از دست یاران بیشترصد گله از باد داریم از طوفان بیشتر در کجای ره خطا رفته چنین سر درگُمیمدر شروع از اضطرابِ خط پایان بیشتر قلب هامان را هوس فرمانروایی میکندمیشویم بازیچه ی دستان شیطان بیشتر خنده را دزدیده از لبها به هم غم میدهیمدلخوشی ها کم شده چشمان گریان بیشتر قبل از انجام عمل در فکر یزدان نیستیمبعد از انجام عمل در فکر جبران بیشتر ما همه مسئول اعمال بد و خوب خودیمخوش سعادت آنکه شداز اهل ایمان بیشتر غم مخور سنگ صبورِ غصه هایم صبر کنسربلند آنکس که بوده مثل انسان بیشتر جواد الماسی...
ادامه مطلب