سنگ صبور

متن مرتبط با «بغض گلویم را» در سایت سنگ صبور نوشته شده است

بشکن سکوت خانه را...

  • نیلوبلاگ

    بشکن سکوت خانه را...حرفی بزن چیزی بگو بشکن سکوت خانه راجــز تــو نمیفهد کسی حــرف من دیـوانه راتنها دلیـل دلخــوشی در پیـچ و تـاب زنــدگیافسرده تر از این مکن این با خودش بیگانه راتن زخمی و دلخسته ام از این همه زخم زبانسرریزم از بغض گلو ، از من مگیر این شانه راپر شد حیاط خانه ام از بــوی گل ، امــا کنـون سوزانده آفت تک به تک گلهای این گلخانه رامن از جفـای این زمان ظلم فــراوان دیـده امرحمی کن و آتش مزن پرهای این پروانه راگفتی تصور کن که من صیاد تو صیدم، قبولامــا دریغ از من مکن صیــادم آب و دان...

    ادامه مطلب
  • آرام جان

  • نیلوبلاگ

    آرام جان...میشود از هر دلی با مهربانی دل ربودبا محبت میشود از شادمانی ها سرودبا محبت میشود این بیکسی را چاره کرددرد دلتنگی و این دلواپسی را چاره کردبــا امیــد و آرزوها میشود از غـــم گذشتبا هم از این روز وشبهای پر از ماتم گذشتآن زمـانی کـه محبـت بــویی از منت ندادزندگانی میشود دلخواه و لذتبخش و شادبـــا محبت میشود تـــا آسمانها پـر کشیدجرعه جرعه بادهای دلخوشی را سرکشیددرکنـار هم بیا احساس خوشبختی کنیمتا به کی باید گله از رنج و از سختی کنیمناامیدی بدترین درد است در کل جهانپس مکن نـامهربـانی بـ...

    ادامه مطلب
  • با من مدارا کن...

  • نیلوبلاگ

    با من مدارا کنپــر از دردم پـر از غصه بیــا دردم مـداوا کناگر چـه تلخـم و سـردم ولی بـا من مـدارا کنبــه هــر در میزنم بستـه همه درهـا بـروی منگره از کار این عاشق تو با دست خودت وا کنشبی نـاخـوانده مهمان دل دیـوانه ی ما باشسپس مهمان نـوازی را ز مـا بنشین تماشا کنبـه پشت خنـده هـا دارم گله از عـالم و آدمبه رسم معرفت ما را رها از دست غمها کنچـه میدانی چـه آورده سرم ایـن بازی تقدیرامیـد زندگانـی را بـه ایـن دل مـرده اهدا کنتنی خسته دلی پرخون منم سنگ صبور غمبیــا دنیــای آشـوب مـــرا بــا عشق زیبـ...

    ادامه مطلب
  • تو مرا سنگ صبور

  • نیلوبلاگ

    تو مرا سنگ صبوربی خبر از حال من هستی و من هم از تو دورمن شبی تـارم پـر از غم تو ولی از جنس نورآنچنان دلبسته ات هستم که بعد از رفتنتشک ندارم که تــرک بــردارد ایـن تنگ بلورروی زیبــای تــو را خـالق چــه زیبــا آفریدحافظت باشد خدا از هر بلا، از چشم شورنــاز چشمان تــو را دیـدم سپــر انداختـمپیش تـو حـرفی ندارم بشکند حتی غرورآنقدر در شعرهایم از تو من خواهم نوشتعاقبت روزی تو را عاشق کنم حتی به زورباز کن آغوش خود را در بغل محکم بگیرمن تو را سنگ صبور و تو مرا سنگ صبور#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalmas...

    ادامه مطلب
  • ترانه ـ یاغدی یاغیش..

  • نیلوبلاگ

    یاغدی یاغیش ...《ای گوزل باخیش ـ منیله دانیش ـ کوسمه سن باریش ـ دونیامسان》آیریلیخ دیمه ـ بیلمیسن مگه ـ سن بو قلبیمه ـ سولطانسان وای دنه دنه یاغدی یاغیش، سنی یادیما سالدی یاغیشهرگجه گونوز کوچه لرده  ،صبریمی الدن آلدی یاغیشآغلییب گولک ـ غمللری بولک ـ گوز یاشین سیلک ـ گوزللردنهمقدم اولاخ ـ  ییخیلیب دوراخ  ـ گل کی دویمیاخ ـ سوزللردن   وای دنه دنه یاغدی یاغیش، سنی یادیما سالدی یاغیشهرگجه گونوز کوچه لرده ،صبریمی الدن آلدی یاغیشقاش گوزی قارا ـ   من سنه فدا ـ ناز وخوش...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به شهیدان گلگون کفن ایران و حاج قاسم سلیمانی

  • نیلوبلاگ

    خــداحــافـظ ای معنیِ کامـل ِاقتــــدارxa0سلیمانی ای مــرد ِمیدان و پـر افتخـارxa0که از نـام ِ تــو دشمنت تـــرس داشتxa0که بـر چشم دشمن تـو بـودی چو خارxa0مریدِ علی (ع)،مردِ حق، مــردِ بی ادعاشبیه تو کم دیده ...

    ادامه مطلب
  • سرای غم...

  • نیلوبلاگ

    مثل هـر شب بـا خـودم غمنامه آوردم خداxa0بهتر از هر کس تو میدانی پر از دردم خداxa0گم شدم در این سرای غم که نامش زندگیستدر خودم دنبال خود هرلحظه میگردم خداxa0دشمنـان زخمم زدنـد و دوستـان بدتر از آنxa0زخـمی از ت...

    ادامه مطلب
  • حسرت فراوان...

  • نیلوبلاگ

    مثل من آیا تو هم هرشب غمِ نان داشتی ؟دلخوشیها کم ولی حسرت فراوان داشتی؟ بوده ای شرمنده ی اهل و عیال و زندگی؟ظاهری خنده به لب گریه به پنهان داشتی؟ شیشه ی احساس تو خورده ترک از آشنا ؟یادگاری بـر تنت زخـ...

    ادامه مطلب
  • زبانحال حضرت علی(ع) با خانم فاطمه زهرا(س)

  • نیلوبلاگ

    زبانحال حضرت علی(ع)با خانم فاطمه زهرا(س) «خداحافظ ای پـرستوی پـَر شکسته»خداحافظ از غـم ِ دنیـا زار و خسته چها با تو آتش و ضربِ میخ در کرد؟که حتی خواندیxa0 نماز خود را نشسته خدا حـافظ ای تـمـامِ دار و نـ...

    ادامه مطلب
  • بده آزار جسمم را...

  • نیلوبلاگ

    بـده آزار جسمم را ،ولی روح و روانـم !نه بگیر هر آنچه میخواهی، ولی تاب وتوانم ! نهمنم آن درد بی درمان ،به فالم بیکسی افتادبزن هر زخم میخواهی، ولی زخم زبانم ! نهشبیه شمع میسوزم، من هرشب تا سحر از غمبزن آتش به دنیایم، ولی آتش به جانم ! نهبه جای این قضاوتها ،خودت را جای من بگذارشکستم هرچه بود وهست ،ولی قفل دهانم !نهبه دنبال که میگردی ،منی که رفته ام ازخویش؟مرا پیـدا کنی شاید ، ولـی دیگر جوانم ! نهورق بـرگشته و روزی، اگـر دست تو افتاده بِبُر هرآنچه میخواهی ، ولیکن آب ونانم !نهمنم سنگ صبوری که به دست ...

    ادامه مطلب
  • زبانحال حضرت زهرا (س)

  • نیلوبلاگ

    ای کجه ده دفن اولان ،گول اوزی گول تک سولان گوزلـریـن آچ فاطمه ، زینبـه خـاطـر اویانشعله ی ظلمه یـانـان ، شهپـری نـا حق سینان دورت بالانی تک قویوب، قبـره گئدوبدور جوانزینب اولوب نوحه خوان ،حسن حسین باغریقانفاطمه گئتـدون ولـی ، ئولدی علی قـد کمانای منی گوزدن آتان ، آی کیمین بیـردن باتان اوز گئوَریب قـول سینیب،سینه ده قانـی آخانطاقتیـم الـدن آلان ، ای منـی درده سالان زینبـینین بـاشینه ، بیـر ئَلـی شانـه ویرانتـاگله صاحب زمان ، قبـری قـالان بـی نشانیـوسف زهـرا گله ، کـاش اولا قبـرون عیانیـاز گنـه آه...

    ادامه مطلب
  • سرای بیکسی ...

  • نیلوبلاگ

    ‍«در این سرای بیکسی کسی دم از وفا نزد»بر این غریب بینـوا کسی دم از صفا نزد پرنـده ای پر ا...

    ادامه مطلب
  • امشب از بغض پرم..

  • نیلوبلاگ

    امشب از غصه پرم محـرم اسرار که نیستبه من بیکس و درمانده پرستـار که نیست نفـسم حبـس به سینـه پرم از بغض ولیخسته ام مثل من خسته خودآزار که نیست سرنوشت من غمـدیده پر از محنت و درددر شب ظلمت من مونس و دلدار که نیست به کدامین گنهم سـوخته بی بال و پـرم ؟مثل من هیچکس از بخت طلبکار که نیست غنچـه ای پرپرم...

    ادامه مطلب
  • معرفت درگران

  • نیلوبلاگ

    حال من با تو خوش و بی تو خراب است رفیقبی تو این زندگی ام رنج و عذاب است رفیق با تو هر فال بگیرم تـه فنجان به خوشیـستبی تو این بخت من غم زده خواب است رفیقبا مـن از عشق بـگو تشنه ی هم صحبتی امحـرف ناگفته ی من قـد کتـاب است رفیق دفـتر مشق شبـم پر شده از حسرت و درددلخوش یک دوسه خطی به جواب است رفیق بـا ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات

  • نیلوبلاگ

    دیشب چو هر شب یاد تو آمد به در زدبر این دل ِ بیچاره ام ناخوانده سر زد از عاشقی های من ِ مجنون که میگفتیاد آمد آن روزی که دل سوی تو پر زدبا من نشست و هی ورق زد خاطراتمروی ِ دلِ زخمیِ من زخمی دگر زد این پرسش من از خدای آسمانهاستاز چه درخت آرزو ها را تبر زد ؟ آنشب منو دل ،یاد تو باهم نشستیمتا ساز رفتن شب درآن وقت سحرزد من ماندم ویاد تو و روزی پر از غمشاید به دل باید که آهنگ سفر زد جواد الماسی برچسبها: جواد الماسی...

    ادامه مطلب
  • بغض گلو ....

  • نیلوبلاگ

    بغض نشسته بر گلو چگونه فریاد شودپرنده ی اسیر غم چگونه آزاد شود به سایه ام نگاه کن شکسته تر زمن شدهکجا خرابه کلبه ای دوباره آباد شود هزار زخم بر دلم غریب و آشنا زدنددل شکسته کی توان دوباره دلشاد شود تو رفته ای و یاد تو نشسته در کنار من و یاد تو به یاد من دوباره شیاد شود تمام فصلهای من اسیر بهمن است وبسکجا بهار آید و دوباره خرداد شود هزار بار گفته ام که یاد تو نمیکنم نشد !مگر که قلب من زجنس فولاد شود دوباره غصه آمد و نوشته غم سنگ صبورمگرکه عشق تازه ای به حالم امداد شود جواد الماسی...

    ادامه مطلب
  • عشق و سراب

  • نیلوبلاگ

    هرچه من نقشه کشیدم تو برآبش کردیهمه ی دلخوشی ام را تو سرابش کردی در دلم وسوسه ی بودن تو غوغا کردسهم دل عشق نشد بس که جوابش کردی ساده دل بودم و حرفهای تو ویرانگر منبه کدامین گنه دل که کبابش کردی؟ لذت دیدن و بوسیدن و پروانه شدنهمه را باد خزان زد تو خرابش کردی آتش از چشم تو بارید و تنم شعله کشیدجای تو باز شما بود خطابش کردی این همه درد روا برمن نالان افسوسحق من عشق، ولی حیف عذابش کردی همه تن آه شدم درد شدم باریدم قطره ی اشک که با غصه کتابش کردی این منم خسته دل از سایه ی خود سنگ صبورهمه ی دلخوشی ام ...

    ادامه مطلب
  • اگرپرسید حالم را...

  • نیلوبلاگ

    اگر پرسید حالم را بگو احوال من خوب استکمی تا قسمتی ابری بگو اقبال من خوب است کویر سینه ام خشک وگهی مایل به سرسبزیهمین سرسبزی اندک برای سال من خوب است همان زخم عمیق سینه را دارم که میسوزدو ناچارم بگویم سرنوشت و فال من خوب است نقاب خنده بر صورت و گریه پشت آن پنهان به پروازم نیازی نیست شکسته بال من خوب است مرا سنگِ صبورِ غم میان شعر ها خواندند اگر این خشکسالی هم نبود امسال من خوب است سفر خوش قاصدک دیدی اگر روزی نگارم رااگراحوال من پرسید بگو که حال من خوب است جواد الماسی...

    ادامه مطلب