
بشکن سکوت خانه را...حرفی بزن چیزی بگو بشکن سکوت خانه راجــز تــو نمیفهد کسی حــرف من دیـوانه راتنها دلیـل دلخــوشی در پیـچ و تـاب زنــدگیافسرده تر از این مکن این با خودش بیگانه راتن زخمی و دلخسته ام از این همه زخم زبانسرریزم از بغض گلو ، از من مگیر این شانه راپر شد حیاط خانه ام از بــوی گل ، امــا کنـون سوزانده آفت تک به تک گلهای این گلخانه رامن از جفـای این زمان ظلم فــراوان دیـده امرحمی کن و آتش مزن پرهای این پروانه راگفتی تصور کن که من صیاد تو صیدم، قبولامــا دریغ از من مکن صیــادم آب و دان...
ادامه مطلب
تماشای تو ...آن خنــده ی زیبای تــو دل میبرد از منآن چشم فریبــای تـــو دل میبرد از منخوشبخت تــرین آدم بــر روی زمیـنمهــرلحظه تماشای تـو دل میبرد از منبـاران محبتت کـه بـــر ســـرم میباردآن قامت رعنـای تــو دل میبرد از منای اهـل وفـــا ،اهل صفـا ،اهـل صداقتاخـلاق مجـــزای تـــو دل میبـرد از مناز عشق سخن گفتنت ای عشق چه زیباستآرامش و گــرمــای تــو دل میبرد از منپاییزی ام و با تو بهاری شدن حتمیستای عشق که رویــای تـو دل میبرد از منمن شاعـر چشمان تـوام سنگ صبــورماین عشقِ شکوفای تـو دل میبرد ا...
ادامه مطلب
جفای یار...من همانم که خـزان را در بهارم دیده امبی وفـایی و دورنگی در دیـارم دیده اماز جفـای دشمنان هـرگـز نمیرنجم ز بسزخـمهای بیشمار از دست یــارم دیده امآنچنــان این غصه و غمها مــرا آزرده اندروز روشن را شبیـه شــام تــارم دیده امبا که گویم بازی چرخ فلک با من چه کردبی وفایی ها کـه من از روزگارم دیده امچون درختی از هجوم وحشی طوفان وبادزیــر پـاهـایـم شکسته شاخسارم دیده امپیش چشم دیگران گاهـی میـان خنـده هامن فــراوان گریـه ی بی اختیـارم دیده امنام خود را در غزل نامیده ام سنگ صبـورچون دگر غار...
ادامه مطلب
جفای روزگار...چه حسرتها به دل ماند از جفای روزگار ای عمرچه نـاحق ظلم هـا شد از قضای روزگار ای عمرشبیه بـرگ زردی کـه خـــزان دید و زمیـن افتاد چــه آمـد بــــر ســـرم آه از بلای روزگار ای عمرشکایت نـامه ی دل را شبی با مــاه خواهم گفتکـه شایــد بشنـود دردم خــدای روزگار ای عمرو هرکس را که می بینم دلی ویرانتر از ما داشتکسی دیده مگر بـا خــود وفای روزگار ای عمر؟جهان بـــا آرزوهـــایم چنــان سـاز مخالف زدعــزا برپــا کنــم هــرشب برای روزگار ای عمرسـوالات فــراوانی بــه سـر دارم ولی افسوسنمی یابــم...
ادامه مطلب
دلم گرفته ای خدا...دلم گرفته ای خـدا هــم از غـریب و آشناهم از زمین هم از هوا کجا روم بگو کجاغمی نشسته بر دلم خزان زده به حاصلمچـرا که هـرچـه میدوم نمیرسم به منزلمچه آمده چـه برسرم، چه ساده کرده پرپرمکه در شـروع زنـدگی رسیـده ام بــه آخرممنم ز خسته خسته تر شکسته و شکسته تربه هر دری زدم ولی دری که گشته بسته ترو غـم گرفتـه خــانه را تمام این زمانه رابرای گریـه میدهد بــه دست من بهانه راتویی تـو سرنوشت من جهنم و بهشت منگره زده چه بی خبر به عشق تو سرشت منخـدا خـدا خـدای من، تـو بشنوی صدای مندر این...
ادامه مطلب
دنیای بدون جنگ...میشوم نقاش و دنیــا را پر از غــــم میکشمسینه هــای خسته را پـر سوز وماتم میکشمجنگ و خونـریزی و ظلم و کینه ورنگ و ریاایـن جهان سبــز و خــرم را جهنــم میکشمظالمان در هـر کجــا همواره جولان میدهنددر میــــان هـــر نفـس آه دمــــادم میــکشمدیده ام خون میچکد هرلحظه از چنگال جنگگریـه هــا را زیـر بــاران های نـم نـم میکشموای از این دنیا که در آن کودکان را میکشندجـــای خنــده گـریـه بــر لبها منظم میکشمبشنوم هـر ثانیه هـر لحظه چون اخبار تلخهرکسی را روز وشب با غصه همدم میکشمشاعـری س...
ادامه مطلب
وای بحالم...بـی تـو گـذر تلخ زمــان وای بحالمدلتنگی و ایـن درد نهـان وای بحالمشبگردی و آوارگی از مردم این شهرسهمم بشود زخــم زبان وای بحالمدربازی این چرخ فلک با که بگویمدر فال من افتاده خزان وای بحالمرنجیده و دلخسته ام از دوست ودشمنبس زخم زده این و هم آن وای بحالمرفتـی و پس از رفتـن تــو در نظر منهمچـون قفسی تنگ جهان وای بحالمباران زد و یـاد تــو و آن خاطره هـایتآتش شد و افتــاد بــه جــان وای بحالمبر غصه و غمهای خودم سنگ صبورمسـر آمـده ایـن عمـر گــران وای بحالم#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalma...
ادامه مطلب
با من مدارا کنپــر از دردم پـر از غصه بیــا دردم مـداوا کناگر چـه تلخـم و سـردم ولی بـا من مـدارا کنبــه هــر در میزنم بستـه همه درهـا بـروی منگره از کار این عاشق تو با دست خودت وا کنشبی نـاخـوانده مهمان دل دیـوانه ی ما باشسپس مهمان نـوازی را ز مـا بنشین تماشا کنبـه پشت خنـده هـا دارم گله از عـالم و آدمبه رسم معرفت ما را رها از دست غمها کنچـه میدانی چـه آورده سرم ایـن بازی تقدیرامیـد زندگانـی را بـه ایـن دل مـرده اهدا کنتنی خسته دلی پرخون منم سنگ صبور غمبیــا دنیــای آشـوب مـــرا بــا عشق زیبـ...
ادامه مطلب
سینه ای پر از غم...《حــال و احـوال مـرا از سوز اشعارم بپرس 》از دل دیـوانه ی هر شب خود آزارم بپرسظاهری میخندم اما سینه ام از غم پراستاز صــدای نالـه هـایم در شب تــارم بپرسنیست درمانی برایم بسته های قرص خوابنیمه شبها تـا سحـر از چشم بیدارم بپرسسوختم درخود شکستم سوختن حقم نبودبی گنــاهی مانـده ام در زیــر آوارم بپرس شیشه ی احساس من خــورده ترک از آشنااز تـنِ زخـمی وَ یــا ایـن قلب بیمارم بپرسآنقـدر از زنـدگانی خستــه ام با پــای خودمیـروم راحت شوم از چوبه ی دارم بپرسهیچـکس سنگ صبــور دردهـــای م...
ادامه مطلب
ببخش ای دل...دلخـوشیهای فــراوانـی بـدهکارم به دلبینهایـت شِکوه از ظلم فلک دارم به دلزخـمهای بیـشماری بــر تـن و از بیـکسیدل پرستار من است و من پرستارم به دلمـن نمیـدانم حـلالم میکنـد یـا اینـکه نهلحظه لحظه میرسد ازبسکه آزارم به دلبین عقل و دل اگر جنگی بپا شد یک زمانعهد کـردم اختیــارم را کـه بسپـارم به دلتاکنون از حال دل غافل اگر بودم چه غمبعد از این باید فراوان وقت بگذارم به دلبر غـم و بر غصه ام پیدا نشد سنگ صبـوربعد از این هستم خودم هم یار وغمخوارم به دل#جوادالماسی(سنگ صبور)@javadalmasi59 ...
ادامه مطلب
نامه ای به خدا ...نامه ای امشب نوشتــم بــر خدای مهربانxa0مهر وامضا کردمش آن را به اشکِ دیدگانسفره ی دل باز کردم نیمه شب درخلوتمپیش او کردم شکایت از جفـای این وآندردهایم را نوشتم موبه مو و خط به خطxa0گفتم...
ادامه مطلب
ای دوست کجاییu200dxa0بزمیست به پا بین من و خلوتم امشببی نـورم و پــر آهم و در ظلمتم امشبxa0xa0ای دوست کجایی که دلم بی تو گرفتهاز حرف پـرم در پیِ همصحبتم امشبرنـجــور شده کــودکِ احسـاس درونممحتــاجِ تـو و شانه ...
ادامه مطلب
«با اینکه میخندم ولی غم دارم ای دوست »در دل هـوای سوز و مــاتم دارم ای دوستxa0بغضی نشستـه در گلویــم روز و شبهــاxa0در سینــه ام آه دمــادم دارم ای دوستxa0در حسرت خـوابی پــر از آرامش هستـمxa0xa0شب تا سحر بس حا...
ادامه مطلب
خــداحــافـظ ای معنیِ کامـل ِاقتــــدارxa0سلیمانی ای مــرد ِمیدان و پـر افتخـارxa0که از نـام ِ تــو دشمنت تـــرس داشتxa0که بـر چشم دشمن تـو بـودی چو خارxa0مریدِ علی (ع)،مردِ حق، مــردِ بی ادعاشبیه تو کم دیده ...
ادامه مطلب
تیرِ نگاهxa0 ...مـن دربــه درِ نــاز ِدوچشمـان سیـاهتxa0جـــانم بــه فــدای تو و آن طرز نگاهتای بیــخبر از من تـو کجـایی کـه ببینیشب تا به سحر دوخته ام چشم براهتxa0شاعـر شده ام تا کـه فقط از تـو بگویمxa0از خن...
ادامه مطلب
من پر از حرفم اگر همصحبتی پیدا شودآشنــایی در دیــار ِغـــربتـــیxa0 پیدا شودxa0حــاضرم تنهـاییم را بــا کسی قسمت کنمشانـه های محکم و بی منتیxa0 پیدا شودخوش ندارم اشکهایم را ببیند این و آنگریه میخواهد دلم گ...
ادامه مطلب
به دل زخـمِ فـراوان دارم ای عشقعجب حال ِپـریشان دارم ای عشقهـزاران زخـم کهنه بـــر دلم هستxa0ِو مِیلی رو به پایان دارم ای عشقجفـا ازدوستــان دیــدم ،چه بیجاxa0گله از نـــارفیــقان دارم ای عشقنمیدانی من هـ...
ادامه مطلب
مثل هـر شب بـا خـودم غمنامه آوردم خداxa0بهتر از هر کس تو میدانی پر از دردم خداxa0گم شدم در این سرای غم که نامش زندگیستدر خودم دنبال خود هرلحظه میگردم خداxa0دشمنـان زخمم زدنـد و دوستـان بدتر از آنxa0زخـمی از ت...
ادامه مطلب
سحـر گاهی اگـر سجاده وا کردی دعایم کنxa0بساط گـریـه در خلوت بپـا کردی دعایم کندلت دریاست میدانم که پیشش آبرو دارینشستی با خدای خود صفا کردی دعایم کنکسی این گوشه ی دنیاست محتاج دعای توبه تسبیحت اگـر ذکـر...
ادامه مطلب
آمدی خون به دلِ خون شده ی ما بکنی ؟پای غـم را بـه سر ِسفره ی دل وا بکنی ؟ منـکه دیــوار فــرو ریختــه از زلزلـه ام آمدی بـدتـر از ایـن معـرکه بر پا بکنی ؟ روز من چون شب ِظلمتگهِ بی حوصله هاستاین چه ظل...
ادامه مطلب